ميبينم که!

ميبينم که ساميليکوم خدمت تموم بروبچ!10.gif اول عرض کنم که بنا به توصيه دوستان( که به جون خومدم خيلی اصرار کردن!26.gif) بالاخره رفتم و فيلم(( توکيو بدون توقف)) را ديدم....که البته چون من روز شنبه (يعنی ديروز ) رفتم بليط سينما نصف قيمت جساب شد!04.gif...فيلم بدی نبود ...فقط اينکه همان کليشه های مهران مديريبود که باعث خنده بقيه ميشد...و هيچ جذابيت ديگری نداشت....تهيه کننده آن هم که همان تهيه کننده مجموعه (( پاورچين )) بود. به هر حال به ۳۰۰ تومانش ميارزيد!( آخه بليط ۶۰۰ چوق بيد!03.gif)....

حالا يه چيزی ميخوام بگم که ربطی به مطلب بالا نداره.....و آن هم اينه که من از خيلی ها شنيدم که دنيای ما بوسيله ۳ نفر ( که احتمالا يهودی هم هستند) اداره ميشه...يعنی اينکه تموم جنگها ، انقلابها، عوض شدن دولتها، اقتصاد بين الملل و هر آنچه را که ما فکر ميکنيم در جهان اتفاق ميافتد توسط اين سه نفر انجام ميشود! و ما همگی هويج هستيم!12.gif نظر شما چيه؟

و بالاخره اين که باز هم يه ترانه!...البته شايد بی ربط به مسئله بالا نباشه! اما خب به هر حال يک ترانه است:

من يه زندونی تنها...........توی دنيای حقيرم

توی تاريکی و وحشت.......دارم از غصه ميميرم

من غريب و بی نشونم........توی دنيای دورنگی

توی دنيايی که تنگه............واسه مردای جنگی

من هميشه فکر ميکردم.......که بايد ترانه خون شد

واسه دلهای هرزه................مث داس باغبون شد

توی رويا و خيالم...................آدمها با هم ميموندن

اما تو زندون دنيا...................اونا بی صدا ميخوندن

من تو اين زندون دنيا............مث شعر نا تمومم

توی دنيای خيالم..................کاش ميشد بازم بمونم

بايد از خاطره ها رفت............من ميخوام پرنده باشم

تو قمار زندگانی...................من ميخوام برنده باشم.

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهناز

سلام سلام.بازم من دير رسيدم....ببخشيد بازم...در مورد فيلم بگم که والا فيلمای مهران مديری تا جايی که من ميدونم همش مثه همه و يه سوژه داره...در مورد مطلب دويومتم بگم که والا نميدونستم اينو من....شعرت هم قشنگ بود....ربط داشت به مطلبت...خوب ديگه...راستی...آپيدم....مرسی و حق نگهدارت هادی جان...

نداجون

سلام جالبه سری هم به من بزن منتظرم

قطره

سلام.فيلم توکيو به نظرم قشنگ بود.ممکنه بی محتوا باشه اما بالاخره يه ساعت و نيم فکرمونو از چيزای ديگه آزاد می کنه و باعث خنده می شه.بگذريم.در مورد اون سه نفر چطوره که همه ی ما وبلاگ نويسا دست به يکی کنيم و اونا رو بکشيم خوبه؟ شعرتم خيلی قشنگه.راستی نظرتو راجع به شعرم ندادی ها.همونی که تو وبلاگم بود.فعلاً بای.

samane

حیف که نمی تونم برم فیلمو ببینم . شعرت خوب بود . امما در مورد اون ۳ تا یهودی .... کتاب ۱۹۸۴ جرج اورول رو خوندی؟

آزاده

من با اون حرفه موافق نيستم..همين تلقينات باعث ميشه که عقب بمونيم:(...بعدم اينکه سينکا رفتنت مبارک:)

حميد

داش هادی سلام.داشتيم داش هادی؟حالا ديگه ما شديم مردم پست بي فهم!!؟؟دستت درد نکنه.يه بنده خدايی ديروز گفت برو عاقلانه ببين بعد از comment تو چی نوشتن.منم رفتم ۲ شاخ که داشتم دوتای ديگم در اوردم.همون مطلب ۱۳ ابان ميگم.ولی داش هادی اين رسمش نيست.

sara

سلام.ممنون که آمدی.موفق باشی. حضور سبزتان را آرزومندم.

amirhesam

اين ديوونه رو هم به کلی فراموش کردی ديگه

salam be maa ham sar bezanin