طنابی از حسرت ها خواهم ساخت...

طنابي از حسرت ها خواهم ساخت،<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و به درختي از نديدن ها خواهم بست،

گردن حضور بي وجود خودم را،

به دست دلهره هاي طناب خواهم داد،

از صندلي چوبي ثانيه ها گذر خواهم كرد،

و

با لگدي به اين ثانيه ها،

با ثانيه ها،

            با تو،

                 با آسمان و

                              با اين درخت خشك و پوسيده،

خداحافظي خواهم كرد.

 

نميخواهم حتي باراني از غصه،

چشمان زيبايت را تر كند،

من اكنون آزادم،

مثل پرنده،

           مثل يك برگ جدا مانده از درخت،

اكنون آزادم.

 

بگذار كمي نفس بكشم،

هواي اينجا سرشار از بوي تو است،

اينجا كسي براي نرسيدن به آرزوهاي آبي مرا سرزنش نميكند،

بگذار پرواز كنم،

اينجا ديگر ديواري وجود ندارد،

كه فكر مرا در ميان خود حبس كند.

 

بگذار با تقلايي خودم را به دست طناب بسپارم،

و پرواز كنم.

 

بگذار بروم…

….اينجا سرد است.

 

/ 26 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله ريزه

سلام دوست عزيز با خبرهای خوب اپديت کردم ....بخون که ضرر نميکنی

sara

سلام.مرسی که بهم سر زدی.جاييت نشکست که؟؟ موفق باشی.

هيچ كس

سلام... اينجا سرد نيست اينجا پر از شور است ... پر از شوق، پر از زندگی... ميدونی حتی وقتی که غمگينی، نوشته هات بوی زندگی ميده بوی حرکت و پويايی داره ... آفرين... هميشه جاری باشي

مهدي(دفتر عشق)...

الهي! دوست دارم در خلوتي شبانه با تو بوسه نگاهت را بر سجاده ام احساس كنم ، آنگاه كه سر بر مهر عبادتت مي سايم و عطر وجودت مشام جانم را نوازش مي دهد. پس به پاس اين لحظه هاي شور انگيز و به حرمت عشق آفريني نمازگزارانت ، خزان اندوه و گناه را از جانم بستان و به بهار اميد و ايمان زنده نگهدار… آمين يا رب العالمين. ( الهي به اميد تو!…) خوشحال ميشم بيای به دفتر عشق..........

shadi-joon

..سلام..آقا هادی ..تو از چی می نالي...؟خيلی قشنگ شعر می گی ....خودش می دونه...؟شب خوش..بای

سحر

سلام هادی عزيز....به من سر بزن.....ممنونم....

سلاخ((صدر اعظم تشکیلات خودگردان غسالخانه))

نا مردی اگه اين کارو بکنی .جون تو کلی ريش گرو گذاشطم اين مرده شور (ره) حکم ارتداد برات سادر نکرد.بيا خودم راحتت کنم يه کفنم با طرح زيبای ويگن برات دارم هر چند بند تومونی زر ميزد به غسالخونه شادی ترزيغ کرده : کنسرت بزرگ ويگن در تالار مرگ درجشن۱۰۰۰ ثانيه‌گرد انقلاب غسالخانه.بیا شاید منسرف شودی .زت زیاد

bache mosabat

سلام سلام . ما تازه به جمع وبلاگ نويس ها پيوستيم . خوشحال ميشيم ما رو همراهی کنيد . منتظريم . با تشکر . ****بچه مثبت****

نیوشا

سلام دوست خوبم مدتی است کم لطف شده ای و یادی ا ز ما نمیکنی خواستم مجددا شمارا دعوت کنم تا نظرتون در مورد متن جدیدم رو بدونم . منتظر شما هستم . موفق باشی

shiva

سلام . شعر بسيار زيبايی بود...( حس آزادی ....... پرواز .......نفس کشیدن.... فرار از سرما!!!! )